تبليغاتX
شعر و ادب
ارادتمند چشمان  تو  هستم

نمی دانی چه کاری داده  دستم

ف .ن. نادر

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/05/28ساعت 11:15  توسط فرج الله نعمتی  | 

با نام مادر

مادری کز سینه او

شیر محبت خورد لبهای نیازم

گر قبله ای باشد مرا  روی مه اوست

محراب ابرویش بود جای نمازم ...

تکیه گه یاد پرندین خوش اوست

این شه نشین نیکبخت دیده  من

مادر مرا خورشید امید است امید

بی او مبادا

این آسمان سبز رخت دیده من .

ف .ن .نادر

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/03/10ساعت 15:35  توسط فرج الله نعمتی  | 

و برنج را به رنج می کارند

قامتهای خمیده نزار

در شالیزار .

فرج الله نعمتی -نادر

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/01/09ساعت 15:47  توسط فرج الله نعمتی  | 

چراغ سبز عربها

 احتیاط   زرد  مسامحه

و نوار قرمز غزه .

 و خالی سرشار مدعیان حقوق بشر .

دلم خون می بارد

مزار مظلومیت حق  را .

ف . ن . نادر

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/10/09ساعت 13:33  توسط فرج الله نعمتی  | 

رفتی غزل بدون تو پژمرد

کوچ تو رنگ شعر مرا برد

آن روح شادمانه احساس

در فصل سرد کوچ تو افسرد

شاید خدا نکرده نگاهم

یاس سپید روی تو آزرد

باور نمی کنم که مرا نام

از دفتر خیال تو خط خورد

برگرد پیش از آنکه بگویند

یک شب چراغ زندگی ام مرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/09/17ساعت 14:47  توسط فرج الله نعمتی  | 

پایان کتاب هر کسی مرگ است

دیباچه اگر چه زندگانی  نیست

نادر

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/09/10ساعت 14:22  توسط فرج الله نعمتی  | 

فلک داری تو خوارم تا کی و چند ؟

نصیب از گل تو خارم تا کی وچند؟

مغول بس کن که کشتی آخرم تو

گذاری سر به دارم تا کی و چند؟

نادر

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/08/28ساعت 12:53  توسط فرج الله نعمتی  | 

لبم تاب لب داغ تو داره

دلم ای لاله رخ داغ تو داره

انار ساوه ای داری حسابی

که دستانم سر باغ تو داره

نادر

+ نوشته شده در  شنبه 1387/08/18ساعت 12:19  توسط فرج الله نعمتی  | 

آمدی با من به اینجا می روی تنها چرا؟

می گذاری زورق دل در دل غمها چرا؟

گشته فرهاد دلم مجنون شیرین لبت

ای تو لیلاخسرو دل با دلم غوغا چرا؟

سرکه ی نقد جفا بهتر ز حلوانسیه مهر

پس طلبکار دلم را وعده ی فردا چرا؟

با گل روی تو و با سنبل موی تو یار

بلبل خاطر رود دیگر سوی صحرا چرا؟

"نادر"ت شهر دلش را داد و هستی شهریار

شهریارا شهر از آن توست پس یغما چرا؟

ماهم از دستم گرفتی ماهت از دستت رود

اینقدر ناسازگاری آسمان با  ما  چرا؟

ف . ن. نادر

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/03/28ساعت 14:29  توسط فرج الله نعمتی  | 

کاش می آمدی و غم می رفت

چشم در راه عبوریم ای دوست

نادر

+ نوشته شده در  شنبه 1387/03/25ساعت 12:3  توسط فرج الله نعمتی  |